محمد تقي جعفري

169

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

ملاحظه مىشود كه مولوى صريحا مىگويد : ذات حقّ از درك و دريافت انسانهاى كمال يافته دور نيست و آنان مىتوانند آن ذات اقدس را درك نمايند . بار ديگر به اين دو بيت دقّت فرماييد : در وجود از سرّ حقّ و ذات او دور تر از وهم و استبصار كو چون كه آن مخفى نماند از محرمان ذات وصفى چيست كان ماند نهان بنا بگفتهء مولوى ، همانطور كه رهبر روحانى و مرشد ملكوتى امكان وصول درك انسانى را به ذات اقدس ربوبى تصديق مىكند ، بطور قطع امكان وصول درك انسانى را به ماهيّت نفس نيز مىپذيرد . ولى ما اين عقيده را با نظر به محدوديّت حواسّ و ذهن و عقل بشرى و قصور آنها از شناخت ذات پاك ربوبى ، نمىپذيريم و درك و دريافت آن اشخاصى را كه دم از دريافت ذات خدائى زده و تا آنجا جرأت كرده‌اند كه بگويند : « من حقّم » ، « نيست در ميان لباسم جز خدا » ، قابل بررسى و تأمّل مىدانيم . لذا گفته مىشود كه : اين اشخاص با پيشرفت در به كار انداختن يكى از ابعاد روانى ابعاد ديگرى از من يا نفس خود را روياروى خود برنهاده ، ذات خدا را با مقدارى از ابعاد نفس يا من خود اشتباه كرده‌اند . اين نكتهء مهمّ را بايد مورد توجّه قرار بدهيم كه اگر شناخت نفس امكان پذير بود ، انسانها مىتوانستند از ورود خيالات بىاساس و توهّمات بىپايه و نوسانات اضطراب آور نرم و تند و حيرت انگيز و درد آور به صحنهء درون جلوگيرى نمايند . اى برادر عقل يكدم با خود آر دمبدم در تو خزانست و بهار موجهاى تيز درياهاى روح هست صد چندان كه بد طوفان نوح